تاریخ تولد : 1343/03/25

    تاریخ شهداء:  1360/12/26


 محل تولد : استان :تهران            شهر :شهريار                    روستا : قصطانک

تاريخ تولد : روز :25            ماه :3           سال :1343

وضعيت تأهل:مجرد                                   

مذهب : شيعه            دين :اسلام

نام پدر شهيد:عبدالعظيم                                        

شغل شهيد :كشاورز و محصل 59

ارگان اعزام كننده :بسيج                              دفعات اعزام : يك بار

مدت حضور در جبهه :3 ماه

يگان خدمتي و مسئوليت شهيد در جبهه :بسيج

نام عملياتي كه در آن به شهادت رسيد :فتح المبين

تاريخ شهادت:        روز : 26              ماه : 12          سال :1360

نحوه شهادت:اصابت تير

محل شهادت :دشت عباس

نشاني مزار شهيد :گلزار شهداء

 فعاليت هاي مهم شهيد :

فعاليت هاي مهم عبادي و معنوي شهيد:نماز شب ،تلاوت قرآن،دعا ،ذكر،شركت در مراسم سوگواري ،روزه ،حج و

تلاوت قرآن،دعا،ذكر،شركت در مراسم سوگواري ،روزه،

فعاليت هاي مهم سياسي ،اجتماعي شهيد : (انجمن هاي اسلامي ،ستادهاي نماز جمعه ،شركت در تظاهرات ،پخش اعلاميه ،شركت در تأسيس مؤسسات خيريه و صندوق قرض الحسنه ،شوراي محل و ...):

انجمن هاي اسلامي ،ستادهاي نماز جمعه،شركت در تظاهرات .

فعاليت هاي مهم علمي،فرهنگي و هنري شهيد:(تأليف ،تدريس ،شعر،مداحي ،طراحي ،خطاطي ،فيلم نامه نويسي ، تشكيل كلاس عقيدتي ،آموزش قرآن،احكام مداحي و....):

بارزترين خصوصيات اخلاقي شهيد با ارائه نمونه رفتاري :

از لحاظ اخلاقي خيلي خوب بود و اگر من با يك خانواده اي خوب نبودم و او بر عكس من عمل مي كرد و با آن بسيار خوب بوده و رفتارش اين را نشان مي داد.


فرازهايي از وصيت نامه و ساير آثار فرهنگي شهيد:

اي حسين عزيز ما به عشق تو و به خاطر اين كه درس وفاداري و معرفت و عشق ايثار و شهادت را به ما آموختي و به جبهه آمديم كه در راه اسلام همچنان كه تو خونت را دادي ما هم خونمان در راه اسلام بدهيم .


  خلاصه از زندگي نامه شهيد:

آن هنگام كه رژيم شاه قيام خونين مردم مسلمان ايران را در خرداد 42 به خاك و خون كشيد و رهبري قيام امام خميني را به تركيه تبعيد كرد امام خطاب به شاه فرمودند ديري نخواهد پاييد كه حكومت ضد اسلامي تو به دست مردم ايران سرنگون خواهد شد آن روز امام فرمودند سربازان من اكنون در گهواره ها مي باشند و در چنان اوضاعي شهيد محمود قدرتي كمال در سال 42 با  عنوان سرباز امام در يك خانواده متدين و مذهبي و كشاورز واقع در روستاي قصطانك چشم به جهان گشود.پدر شهيد قدرتي كمال با شغل شريف كشاورزي با تحمل رنج ها و سختي ها همگام با همسر دلسوز و مهربانش در تربيت او بسيار كوشيدند تا شهيد قدرتي كمال با موازين صحيح  شخصيت اسلامي پرورش يابد و بتواند سربازي شايسته براي امام باشد. و بدين سان شهيد قدرتي كمال دوران طفوليت را پشت سر نهاد و گام در مدرسه اين كانون پرورش نهاد.شهيد قدرتي كمال به تازگي كلاس ششم دبستان را به اتمام رسانده بود كه قيام الهي مردم ايران به رهبري زعيم عاليقدر امام خميني بر ضد حكومت شاه در سطحي گسترده در كشور روبه اوج بود.

شهيد قدرتي كمال كه خود را از سربازان امام مي دانست همگام با امت انقلابي ايران گام در تظاهرات و راهپيمايي ها گذاشت تا قطره اي از اقيانوس خشم آگين مردم ايران در مبارزه عليه شاه و اياديش باشد.

شهيد قدرتي كمال با پخش اعلاميه هاي امام و نوشتن شعار عليه رژيم شاه از فعالين نهضت در روستاي خود بود.

سرانجام كاخ ستم شاهان در بهمن 57 فرو ريخت و سربازان امام به اولين رسالت خويش عمل نمودند.شهيد قدرتي كمال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در كارهاي تبليغاتي در گسترش بينش اسلامي در منطقه شروع به فعاليت كرد و بعد از تأسيس‌سپاه مردمي بسيج مستضعفين به‌عضويت آن در آمد و‌شروع به تعليم آموزش نظامي جهت دفاع نظامي

از دستاوردهاي انقلاب كرد.در يكي از اين آموزش هاي نظامي بود كه شهيد زخمي عميق در دست او ايجاد شده بود . هنگام عمل جراحي به علت نبودن ماده سر كننده شهيد قدرتي كمال قبول مي كند كه دستش را بدون ماده سر كننده عمل كنند بعد از عمل جراحي پزشك جراح رو به شهيد قدرتي كمال مي گويد به راستي كه تحمل تو در مقابل دردها و سختي ها زياد است و جبهه نبرد نيازمند رزمندگاني چون شماست .

آن زمان استكبار با انواع حيله ها در صدد نابودي انقلاب بود و حمله مستقيم نظامي آمريكا در طبس به كودتاهاي گوناگون و دسيسه هاي ديگر همگي با حضور مردم هميشه در صحنه ايران به شكست انجاميد .بعد از نااميدي استكبار از شكست انقلاب آنها اقدام به تجهيز صدام اين نوكر حلقه به گوش شرق و غرب جهت حمله به ايران و نابودي نظام نوپاي اسلامي را كشيدند.و بدين سان در شهريور 59 رژيم بعثي عراق اقدام به تجاوز عليه سرزمين ايران كرد.در چنين اوضاعي شهيد قدرتي كمال عزم جبهه كرد ولي به علت سن كم هربار به عللي موفق به حضور در جبهه نمي شد .او مي گفت صدام مي خواهد با حمله به ايران اسلام را نابود كند و ما بايد با حضور در جبهه ها او راشكست بدهيم و استكبار از خيال خام نابودي انقلاب اسلامي مأيوس كنيم .

شهيد قدرتي كمال با بي تابي در انتظار پيوستن به رزمندگان و رزم با مزدوران بعثي بود.او عاشق جبهه بود و آرزوي شهادت مي كرد .او به مادرش قبل از اعزام به جبهه گفته بود مادر من دوست دارم خداوند به من توفيق شهادت در راهش را برايم ارزاني كند.

سرانجام،شهيد قدرتي كمال در اواخر سال 1360 به اجازه پدرش لباس رزم پوشيده و به جبهه شتافت و به جنگ بي امان با مزدوران بعثي پرداخت .شهيد قدرتي كمال با آنكه اندكي كمتر از 3 ماه در جبهه بود،در همان مدت از خود خلاقيت هاي بسياري در نبرد نظامي از خود به نمايش گذاشت .

شهيد قدرتي كمال فردي مؤمن منظبط و مسئول بود و عشق عميقي به امام و انقلاب داشت .سرانجام آن هنگام كه خون در رگ گياهان به جوش آمده بود و غنچه هاي ارغوان و شقايق در حال شكفتن بودند غنچه وجود جانبازي ديگر از سلامه پاك محمد(ص)در كربلاي خونين ايران و در عمليات غرور آفرين فتح المبين بعد از سال ها رشادت و پايمردي در جبهه و پشت جبهه در يكم فروردين سال 1361 در منطقه دشت عباس به خون نشست تا الگويي باشد به

همرزماني كه بعد از او سلاحش را در دست مي گيرند.

 يادش گرامي و راهش پر رهرو باد


نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد