الف)نام خانوادگي : منتظري                                  نام‌ : ولي الله                         نام مستعار :ـــــــــ

محل تولد : استان : تهران                                     شهر :شهريار                       روستا :حصارك

تاريخ تولد : روز :11                                           ماه :12                                سال :1337

ميزان تحصيلات :ابتدايي

وضعيت تأهل:مجرد                                        

مذهب : شيعه                                                     دين :اسلام

نام پدر شهيد:ابراهيم                                           شغل پدر شهيد :كارگر

شغل شهيد :محصل ،كشاورز

ب)تاريخ اعزام به جبهه : 60

ارگان اعزام كننده :بسيج                                      دفعات اعزام :3 بار

مدت حضور در جبهه :يك سال

يگان خدمتي و مسئوليت شهيد در جبهه :لشگر10 سيدالشهدا ـ رزمنده

آسيب ديدگي قبل از شهادت :نخاع

ج)نام عملياتي كه در آن به شهادت رسيد :فكه ،از عمليات مقدماتي والفجر .

تاريخ شهادت:                             روز :21                       ماه : 11                                  سال :61

نحوه شهادت:اصابت تركش

محل شهادت :فكه

نشاني مزار شهيد :وحيديه

نام و نام خانوادگي پاسخگو :حيات عابدين نژاد

نسبت با شهيد:مادر

2ـ فعاليت هاي مهم شهيد :

الف)فعاليت هاي مهم عبادي و معنوي شهيد:نماز شب ،تلاوت قرآن،دعا ،ذكر،شركت در مراسم سوگواري ،روزه ،حج و

تلاوت قرآن،دعا،ذكر،شركت در مراسم هاي سوگواري ،روزه .

ب)فعاليت هاي مهم سياسي ،اجتماعي شهيد : (انجمن هاي اسلامي ،ستادهاي نماز جمعه ،شركت در تظاهرات ،پخش اعلاميه ،شركت در تأسيس مؤسسات خيريه و صندوق قرض الحسنه ،شوراي محل و ...):

ستادهاي نماز جمعه،شركت در تظاهرات .

ج)فعاليت هاي مهم علمي،فرهنگي و هنري شهيد:(تأليف ،تدريس ،شعر،مداحي ،طراحي ،خطاطي ،فيلم نامه نويسي ، تشكيل كلاس عقيدتي ،آموزش قرآن،احكام مداحي و....):

مداحي ،طراحي ،خطاطي .

3ـ بارزترين خصوصيات اخلاقي شهيد با ارائه نمونه رفتاري :

از لحاظ اخلاقي بسيار خوب بوده يك بار كه دوستي را با خودش مي آورد مي گفت دوستانم مثل خودم مي باشد يعني قانع مي باشد

4ـ فرازهايي از وصيت نامه و ساير آثار فرهنگي شهيد:

پدر و مادر عزيزم شهادت در راه خدا چه قدر زيباست و مانند گل سرخ خوشبو است .

5ـ خاطرات والدين/همسر/فرزند/دوست/همرزم :

استفاده از خاطرات موجود در آرشيو بنياد و در صورت ضرورت مراجعه به همرزم ،اعضا،خانواده ،معتمدين محل و

خاطره شهيد هنگامي كه از منطقه آمده بود مجروح بود و مي خواستم ؟؟؟كنيم مي گفت من هيچ درد و ناراحتي ندارم و مي گفت من خيلي خوشحالم .مي گفت من باز هم مي خواهم بروم جبهه مي گفت براي من گريه نكنيد و بعد از آن رفت منطقه و به شهادت رسيد .

6ـ خلاصه از زندگي نامه شهيد:

ما مسلمان و پيرو رسالت حضرت رسول اكرم بوده و هستيم و هميشه گوش به فرمان عزت آفرين و رهايي بخش خداوند كه پيام خود را تحت عنوان وحي بر رسول گران قدرش نازل و چراغ راه انسان ها قرار داد تا آنان از گمراهي به سوي نور و حق پرستي رهنمون باشد .يكي از فرامين هدايت كه فرمان به جهاد در راه خدا و در نهايت شهادت در زمان جنگ با دشمن كفر پيش مي باشد كه در اين راستا پروردگارمان مي فرمايند ((شهيدان را مرده نپنداريد بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگارش از روزي برخوردارند )).

بدين لحاظ از بدو خلقت تا كنون انسان هاي بسياري با اعتقاد به حقانيت وعده خداوند بر جايگاه رفيع شهيدان در آخرت به نداي حق لبيك گفته و با ظلم و كفر به جهاد پرداخته اند و بسياري از آنان به مقام بلند شهادت نائل آمده اند . بدين گونه كه تمامي امامان معصوم ما به شهادت رسيده و در طول تاريخ عده اي راه ايشان را ادامه داده اند و در زمان جنگ تحميلي ايران و عراق نيز فرزندان مسلمان اين آب و خاك براي جهاد در راه خدا و دفاع از اسلام و ناموس برخاسته و عده اي به كام دل رسيده و شهيد شدند و عده اي جانباز و اسير شدند،اميد آنكه هدفشان گم نكردند و چراغ هدايتگري براي دفاع از اسلام و مسلمين و مبارزه با كفر و استكبار جهاني به رهبري آمريكا (شيطان بزرگ)باشد.

زندگي نامه شهيد:

پدر شهيد اهل اصفهان است و از اوان كودكي به دليل از دست دادن پدر و مادرشان همراه تنها برادر خود راهي شهريار شده و در اين جا مشغول به كار شدند و سكني گزيدند و مادر شهيد ساكن شهرستان شهر بابك بودند كه همراه مادر و ناپدري خود به شهريار آمده و در اين جا ساكن شدند.بعد از آشنايي با يكديگر ازدواج نموده كه حاصل آن 4 دختر و 7 پسر است .كه دومين پسر خانواده ولي الله نام گرفت كه بعدها به فيض شهادت نائل آمد.

پدر شهيد به مدت سي و يك سال از بهترين روزهاي عمر خود را در روستاي محل سكونت به علت سرسپردگي صاحبان روستا به خاندان پهلوي با مردمي بسيار ناچيز و به طور شبانه روزي به كار مشغول بودند حتي مادر شهيد ساليان سال نان آن خاندان را طبع نمود كه حتي حقوق چندين سال آن را دريافت نكرده است اما به خاطر ارتباط آنان با خاندان سلطنت و حمايت آنان از ايشان و رشوه هايي كه به افراد ژاندارمري و غيره آن زمان مي پرداختند دفاع از حقوق براي كسي ميسر نبود زيرا مردم شاهد كتك خوردن افرادي كه ادعاي حقوق حقه خود را داشتند (حتي پدرم كه به طور طاقت فرسايي برايشان كار مي كرد تا از حق خود بگذرند.بعد از انقلاب اسلامي و از بين رفتن نظام ارباب و رعيتي خانواده شهيد به روستاي اسماعيل از توابع دهستان جوقين (وحيديه جديد)نقل مكان كرد و هنوز هم در سن 72 سالگي كارگر بوده و به كار مشغولند .

شهيد ولي الله منتظري در سال 1/11/1337 در روستاي حصارك قوشچي متولد و مقطع ابتدايي را در دبستان ملارد شهريار به پايان رساند و بعد از آن در همان روستا در كنار پدر و برادر بزرگتر مشغول به كار شد قبل از پيروزي انقلاب هنگامي كه ايران در اوج تظاهرات و قيام مردم بود همراه پدر و برادر از روستا به تهران مي رفتند و در تظاهرات ها شركت مي كردند تا اين كه بعد از پيروزي انقلاب به خدمت نظام وظيفه اعزام و آن دوران را در پايگاه هوا فيروز كرمانشاه به پايان رساند و بعد از آن در شركت كشت جيرفت مشغول به كار شدند تا اين كه جنگ تحميلي آغاز شد و همان طور كه همه مردان با تعصب و با غيرت وظيفه خود دانستند تا از ميهن اسلامي دفاع كنند شهيد نيز به جبهه رفت و در آن زمان برادر كوچكتر و بزرگترش  نيز در جبهه به سر مي بردند تا از اسلام و مسلمانان وانقلاب اسلامي كه چشم اميد همه مسلمانان ومستضعفان به سوي آن است دفاع و دشمن بعثي را از خاك گلگون به خون معطر شهيدان بيرون برانند و آرزوي آنان را بر يأس بدل سپارند .

با وجود موقعيت هاي ازدواج براي ايشان هرگاه از سوي پدر و يا مادر و يا افراد خانواده سخني از ازدواج به ميان مي آمد .حرف ايشان اين بود كه زمان جنگ است و در جبهه ها به ما نياز مبرم وجود دارد و همسر من در داخل سنگر است .در عمليات فتح المبين در تنگه چزابه از ناحيه نخاع كمري مجروح و به يكي از بيمارستان هاي مشهد مقدس در جوار حرم مطهر حضرت رضا(ع)منتقل شدند و در آنجا با وجود كميسيون هاي پزشكي با توجه به چرخش گلوله به دور نخاع به هنگام حركت از انجام عمل جراحي خودداري مي شد و هيچ پزشكي به خود اجازه عمل جراحي روي زخم ايشان و بيرون آوردن گلوله كه هر لحظه امكان فلج شدن ايشان را در برداشت را به خود نمي داد.به ناچار براي دسترسي به ابزار و تكنولوژي پيشرفته تر و پزشكان مجرب تر ايشان را به بيمارستان شهيد فياض بخش تهران منتقل كردند و در آنجا نيزهيچ پزشكي جرأت عمل ايشان را نداشت تا اين كه خداوند فرشته نجاتي را از سوي جبهه ها به اين بيمارستان رسند گويا كه پزشك نظر ايشان را به پشت جبهه انتقال داده بود با ملاحظه ايشان بدون توجه به اخطار ساير همكارانش مبني بر احتمال فلج در حين جراحي اقدام به اين كار كرد و گلوله را از داخل و از طريق شكم و شكاف بين ستون مهره ها بيرون آورد و عمل جراحي با موفقيت به پايان رسيد.

و دعاي همه اهل خانواده مستجاب شد و بعد از دو هفته ايشان از بيمارستان با وجود درد زياد مرخص و به منزل مراجعت كردند ولي در منزل نيز نتوانست دوام بياورد و پس از چند روز با وجود مخالفت خانواده چون هنوز بهبود نيافته بود راهي جبهه شد ،قبل از خروج از خانه به پدر و مادر گفته بود كه اين بار من خيلي زيبا و بسته بندي و روي دست ها به خانه مي آيم و با لبخندهاي زيبا و دلنشين خداحافظي كرده و او خود را به معشوق رساند در اين زمان پدر شهيد در خواب ايشان را همراه زني زيبا مي بيند شهيد خطاب به پدر مي گويد  كه اين همسرم است كه مي گشتم در سنگر است بيا او را ببين چند قدمي هم دست عروسش را گرفته و در منطقه قدم مي زدند و همراه شهيد كه لباس سفيدي به تن داشته بودند .بعد از آن خبر آوردند كه شهيد در عمليات والفجر يك در منطقه فكه به شهادت رسيده است نحوه شهادت به اين صورت بوده است كه همراه دو تن از رزمندگان در داخل آمبولانس به سمت خط مقدم مي‌رفتند كه مورد اصابت خمپاره دشمن قرار مي گيرند كه ولي الله به مقام شهادت رسيده و يكي از دوستان از ناحيه دو چشم نابينا مي شود و به نام جانباز احمد زند و راننده جان سالم به در مي برند كه مقارن  بود با تاريخ 11/1361

شهيد فردي بسيار مهربان و دلسوز خانواده و پدر و مادر بود با همه با خوش رويي برخورد مي نمود و هميشه لبخند بر لبان او ديده مي شد به گونه اي كه در زمان شهادت نيز گل لبخند بر لب داشت و پيكر خونين او از شادي و خنده وصف ناشدني حكايت مي نمود.او هميشه در نمازهاي يوميه و شب از خداوند طلب شهادت مي نمود و به راز و نياز مي پرداخت و اين راز و نياز ها از آموزش هاي انسان سازي دانشگاه جبهه و جهاد بوده است .

گرچه شهيدان از ميان ما رفته اند و به لقاي معبود شتافته اند و نداي حق را لبيك گفته اند اما آنان ناظر بر اعمال ملت كه بايد امانت سپرده شده به دستشان را كه وديعه اي است از سوي خدا به ملت ايران را پاس دارند،هستند و بنا شاهد ظلم و بي عدالتي و بدحجابي در جامعه اي كه جانشان را براي استواري آن فدا كردند،باشند كه مسلماْ در غير اين صورت ما را نخواهند بخشيد و جز روسياهي براي ما باقي نخواهد ماند.به اميد پيروزي كه كلمه لا اله الا الله در تمامي گيتي اعتلاي كند و اسلام به دست صاحب اصليش منجي عالم بشريت برسد تا ظلم وجو رو و بي عدالتي را از زمين ريشه كن كرده.

به اميد آن روز و با آرزوي موفقيت براي همه دل سوختگان انقلاب اسلامي .

 

 

 


نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد